در هيچ حالي از ما روي برنگردانيد...
راوی نقل ميكند روزي مست بودم و در كوچههاي مدينه راه ميرفتم كه ناگهان با امام صادق برخورد كردم؛ ديدار ناگهاني با آن حضرت در حال مستي مرا به خود آورد و بسيار شرمنده شدم، از شدت شرمساري و احساس گناه فرار كردم. امام صادق (ع) كوچه به كوچه مرا دنبال و تعقيب كردند؛ تا آنجا اين جستوجو از طرف ايشان ادامه پيدا كرد كه من به كوچه بنبست رسيدم و ديگر هيچ راهي براي فرار نبود. از شدت شرمساري روي خود را به ديوار كرده بودم كه امام صادق (ع) مرا صدا كرد و فرمود: «در هيچ حالي از ما روي برنگردانيد».
برداشتهاي بسيار متفاوت و قابل تأملي ميتوان از اين روايات تاريخي كرد؛ برخي به جنبه ارزش و اهميت علاقه و حب اهل بيت اشاره مي كنند،بعضي ديگر توجه و محبت امام را نسبت به محبين خود قابل تامل ميدانند شايد نكته قابل توجه در حديث، شرمساري جوان و فرار وي از امام صادق باشد.
هر كس به فراخور حال خويش برداشت و دركي مناسب از حديث براي ساماندهي به زندگي خويش خواهد داشت، اما كاش طنين جمله دلنشين امام صادق (ع) هيچ گاه و هيچ لحظهاي از خاطر ما پاك نشود كه،
در هيچ حالي از ما روي برنگردان.